حميد احمدى

268

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

خواندن شيعيان ، به سخت‌گيرىها و فشارها افزوده شد . « 1 » در اين دوران ، شيعه بودن جرم تلقى شد و هر كس را كه قصد داشتند به مخالفت با حكومت متهم سازند ، او را به شيعه‌گرى متهم مىكردند . « 2 » مرجعيت شيعه تنها نهادى بود كه توانست در سال‌هاى فشار و اختناق به كمك فقها و عالمان شيعى در شهرهاى مختلف به حراست از انديشه و كيان تشيع اقدام كند . عالمانى همانند شيخ طوسى در عراق ، طبرسى در ايران ، مفيد نيشابورى در رى ، ابوالفتوح رازى در رى و نواحى مركزى ، شيخ عبدالجليل قزوينى در قزوين ، ابن‌شهرآشوب مازندرانى و راوندى در كاشان ، سلّار در شام و نيز ابن‌زهره ، ابن‌برّاج و ابن‌ادريس ، با تشكيل حوزه‌هاى علمى و فقهى و تربيت انديشمندان و تأليف ده‌ها اثر ارزنده به حراست از شيعه و بسط آن پرداختند . سرانجام دولت عباسيان با هجوم مغولان ساقط شد . البته پيش از آن چهار دهه ، سراسر ايران مورد تجاوز مغولان بود و مردم بىدفاع نيز در مقابل آنان رها شده بودند . خلافت عباسى نيز به خيال اينكه مغولان به ايران قانع‌اند و با تشكيل دولت محلى ، تابعيت آنان را خواهند پذيرفت ، نظاره‌گر اين تجاوز بودند ، تا اينكه مغولان به بغداد رسيدند و عباسيان را كنار نهاده ، همه سرزمين‌هاى اسلامى را در اختيار گرفتند . بدين‌رو ، دورانى سراسر يأس و سرخوردگى براى مسلمانان از جمله شيعيان آغاز شد . سال‌ها تلاش عالمان ايرانى و انتشار انديشه شيعى و فرصت جديد ، امكانى را فراهم كرد كه ايرانيان در طول دو قرن به بازسازى هويت ايرانى در كنار فرهنگ شيعى بپردازند . سرانجام در اوايل قرن دهم نخستين دولت با فرهنگ و هويت ايرانى - شيعى تأسيس شد . بدين‌سان ، آنها هويت مستقل خويش را از مسلمانان تابع خلافت بازستاندند و از قرن دهم دولت صفويه ، نماد اولين دولت ملى ايرانى با رسميت دادن به مذهب تشيع استقرار يافت و عصر جديدى در ايران آغاز گرديد . بدين ترتيب نهادهاى شيعى به‌سرعت رشد يافت و در مدتى كوتاه - به پشتوانه ذخاير معنوى غنى شيعه - بزرگانى در ادب ، فلسفه ، فقه ، كلام و ساير علوم باليدند . مردانى همچون ملاصدرا ، شيخ بهايى ، ميرفندرسكى ، ميرداماد ، علامه مجلسى و فيض حاصل تلاش ، هويت جديد ، خودباورى و بارورى فرهنگ جديد بودند .

--> ( 1 ) . بنگريد به : خواجه نظام‌الملك طوسى ، سياست نامه ( سير الملوك ) ، به كوشش جعفر شعار ، ص 195 . ( 2 ) . بنگريد به : جى ، آ ، بويل ، تاريخ ايران ، ترجمه حسن انوشه ، ج 5 ، ص 199 .